دیشب تاریکه تاریک !خیابون بزرگ و خلوت !
ماشین ها چراغه قرمز ،همشون رفتنی بودن من می رفتم نمناکو آروم !
باسیگارم تو خیابون . پیرمرد آما نمی رفت آخه اون سیلون و ویرون تکه داده به یه ناودون !ناودونم شکسته بودش .
از کدوم زلزله بودش که همه کسش رو داشتو غم دنیا تو دلش بود !
چک می زد گوش سیگارش . سرخ سرخ لپ سیگارش ! با سیگار فریاد میزد!
کی گسل بود کی خراب کرد !
کی می خواد فردایی من رو بشونه توی خیابون با یه سیگار خسته او داغونو ویرون!
برچسب: ره گذر,ره گذر چت,رهگیری گذرنامه,علی بابا ره گذر,
نویسنده: هستی مقدم
تاريخ: سه
شنبه
27 مهر
1395 ساعت: 11:38